تبليغاتX
!!! یک دقیقه سکوت






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



خبــر خبــر یه شعر جدید از خودم

 

          دنیا خوبه به شرطی که به اندازه نیاز باشه           

کی گوش میده وقتی تو بانک ده تا حسابی باز باشه

 

حساب سیبا که پره تو جاری هم ۱۰۰ میلیون هست

تا که ۲۰۰ تومن بشه باید که پا شکست ودست

 

بی خیال قیامتیم هر چی باشه خدا خوبه

گردنمون هم که باریکه به باریکی یه موه

 

کلاه میذاریم سر هم مگه چیه حرف پوله

قرص نماز و روزه هست جدیدنم یه آمپوله

 

 !!! نظر بدی چی میشه  


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: پنجشنبه هفتم آبان 1388 در ساعت: 18:58
|+|



امون و صد امون ...

 

                         

امان از اين دو رنگی های فلک              بازم دلم از ديگرون خورد کلک

امان از اين تنهايی و بی کسی                خيلی تلاش کنی به عشق ميرسی 

امان از اين روزگار بی مرام                  ميشه يه بسته شانس بياری برام

امان از اين دل که حيا نداره                  به عشق بگيد يه کم براش بياره

امان از اين دنيا که بی وفاييش               فقط مارو ميندازه توی آتيش

امان از اين دخترای خيابون                  چه بی حياند البته بعضياشون

امان از اين لباسای رنگارنگ                که ميپوشن کوتاهن و خيلی تنگ

امان از اين چشمای مست و خمار            کم نيستنا تعدادشون بیشمار

امان از اين دوستی های دروغی              فقط برای پوله نداره هيچ فروغی

امان از اين عشقای پوچ و بی رنگُ   مرده ديگه محبت دلارو ساختند ازسنگ

 امان از اين مدل های کفش و مو        دنبال چی ميگردی ؟ مدل های ابرو !؟

امان از اين رفيق های بی وجود             تو زندگيم از اين ها خيلی بود

امان از اين گريه های بی امون              اونايی که دروغ ،حتما ديدين همتون

امان از اين دروغای ساختگی               خيلی ديدم هر چی که هست بهم بگی

 امان از اين نگاه های پر گناه           زل زدن تو چشما اسمش شده يک نگاه

 امان از اين دزدای بی مروت            اونايی که يک شبه ميشن صاحب ثروت

 امان از اين خنجر های برهنه               نامردی که از پشت سر ميزنه

 امان از اين آدم فروشای پست           بوی پولهای حرام ميکنه اونا رو مست

 امان از اين زخم زبون مردم             با بودن اين حرفا درد خودت ميشه گم

 امان از اين امان های بی امون            اينايی که درمياره حرصمون

 

شعر از خودمه ... لطفا نظر بدین ... خیلی ممنون .

 

 

 

                                                                                                                                                                          


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: پنجشنبه هجدهم تیر 1388 در ساعت: 0:12
|+|



چـــــــند ضــــرب المـــــثل ...

 

ـ جاده دزد زده تا چهل روز امنه.

ـ چاه مکن بهر کسی  اول خودت دوم کسی.

ـ خونه داماد عروسیست  خونه عروس هیچ خبری نیست.

ـ خرج که از کیسه مهمان بود          حاتم طائی شدن آسان بود.

ـ دل سفره نیست که آدم پیش هر کس باز کنه.

ـ سر قبری گریه کن که مرده توش باشه.

ـ قدر زر  زرگر شناسد قدر گوهر  گوهری.

نظر فراموش نشه !!!


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 در ساعت: 1:16
|+|



عنوان نداره ولی نظر یادتون نره !!

 

فرشته ای از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمی خواهی که از تو انسان بسازد ؟

سنگ تبسمی کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته ای باشم.


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: دوشنبه هفتم بهمن 1387 در ساعت: 0:7
|+|



بارون ...

 
تو بارون که رفتی ، شبم زیرورو شد
 یه بغض شکسته رفیق گلوم شد
 
تو بارون که رفتی ، دل باغچه پژمرد
 تموم وجودم توی آینه خط خورد
 
هنوز وقتی بارون تو کوچه میباره
 دلم غصه داره ، دلم بیقراره
 
نه شب عاشقانست ، نه رویا قشنگه
 دلم بی تو خونه ، دلم بی تو تنگه
 
یه شب زیر بارون که چشمم به راهه
 میبینم که کوچه پر ِ نور ماهه
 
تو ماه ِ منی که تو بارون رسیدی
 امید منی تو شب ناامیدی
 
تو بارون که رفتی ، شبم زیرورو شد
 یه بغض شکسته رفیق گلوم شد
 
تو بارون که رفتی ، دل باغچه پژمرد
  تموم وجودم توی آینه خط خورد
 
هنوز وقتی بارون تو کوچه میباره
  دلم غصه داره ، دلم بیقراره
 
نه شب عاشقانست ، نه رویا قشنگه
 دلم بی تو خونه ، دلم بی تو تنگه
 
یه شب زیر بارون که چشمم به راهه
 میبینم که کوچه پر ِ نور ماهه
 
تو ماه ِ منی که تو بارون رسیدی
 امید منی تو شب ناامیدی

نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: چهارشنبه دوم بهمن 1387 در ساعت: 1:46
|+|



همیشه که نباید عنوان داشته باشه !!!

وبلاگ یک دقیقه سکوت !!!

 


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 در ساعت: 23:21
|+|



من و تو دو رهگذریم

 

 زندگی پوچ است رفیق ؛ من و تو دو رهگذریم

باید بنگریم و بگذریم ایستادن خطاست عاشق شدن خطاست 

 آری ... باید بی اعتنا بود بی اعتنا... بی اعتنا


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: شنبه هفتم دی 1387 در ساعت: 20:45
|+|



وقتش رسیده...

 

وقتش رسیده  حال و هوایم عوض شود

با  سار پشت پنجره  جایم عوض شود

هی کار دست من بدهد   چشم های تو

هی  توبه بشکنم  و  خدایم  عوض شود

با بیت های  سر زده  از سمت ِ ناگهان

حس  می کنم  که قافیه هایم عوض شود

جای تمام  گریه ،  غزل های ناگــــــزیر

با قاه قاه ِ خنده ی بی غم    عوض شود

سهراب ِ شعرهای من   از دست می رود

حتی اگر عقیده ی  رستم عوض شود

قدری کلافه ام    و هوس کرده ام  که باز

در بیت های بعد ،  ردیفم عوض شود

حـوّای جا گرفته  در این  فکر رنج ِ تلخ

انگــار  هیچ وقـت  به آدم  نـمی رسد

تن  داده ام  به این که بسوزم در آتشت

حالا  بهشت هم  به  جهنم  نمی رسد

با این ردیف و قافیه  بهتر  نمی شوم !

وقتش رسیده  حال و هوایم  عوض شود


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 در ساعت: 21:39
|+|



گفتگو با خدا ...

 

در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کنم.

خدا پرسید پس تو می خواهی با من گفتگو کنی!

من در پاسخ گفتم "اگر وقت دارید"!

خدا خندید: وقت من بی نهایت است0000

پرسیدم: چه چیز بشر تو را سخت متعجب می سازد!

خدا پاسخ داد کودکیشان!

اینکه آنها از کودکیشان خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند!

و بعد دوباره پس از مدتها آرزو می کنند باز کودک شوند!

اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول بدست آورند!

و بعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی از دست رفته شان را باز جویند!

اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال خویش را فراموش می کنند.

بنابراین نه در حال زندگی می کنند نه در آینده!

اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند!
و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند!

دستهای خدا دستانم را گرفت مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم:

به عنوان پدر می خواهی کدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند!

گفت بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد همه کاری که می توانند بکنند این است که خودشان دوست داشته باشند!

بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند!

بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخمهای عمیقی در قلب آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سالها طول می کشد تا زخم ها را التیام بخشیم!

بیاموزند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد!

بیاموزند که آدمهایی هستند که آنها را دوست دارند فقط نمی دانند چگونه احساساتشان را بیان کنند!

بیاموزند که در فقر می توانند به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند!

بیاموزند که کافی نیست که دیگران را فقط ببخشند بلکه خود را نیز باید ببخشند!

من با خضوع گفتم از شما بخاطر این گفتگو سپاسگذارم.

آیا چیز دیگری هست که دوست دارید به فرزندانتان بگویید،

خداوند لبخند زد و گفت:

فقط اینکه من اینجا هستم  همیشه


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: سه شنبه نوزدهم آذر 1387 در ساعت: 10:49
|+|



این جمله را یادگاری داشته باش!

 

 رویت را به خورشید کن تا سایه ها پشت سر تو بیفتند.


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: دوشنبه یازدهم آذر 1387 در ساعت: 22:27
|+|



13 خط زندگی

 

1- دوستت دارم ، نه بخاطر شخصیت تو ، بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم ....

 

2- هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود .....

 

3- اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد ....

 

4- دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند ....

 

5- بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کناراو باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید ....

 

6- هرگز لبخند را ترک نکن ، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود ....

 

7- تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی ....

 

8- هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران ....

 

9- شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب وفتی او را یافتی بهتر می توان شکرگزار باشی ....

 

10- به چیزی که گذشت غم نخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن ....

 

11- همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی ....

 

12- خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد ....

 

13- زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری ....

 


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: سه شنبه پنجم آذر 1387 در ساعت: 9:45
|+|



عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

 

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزی.

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه گذاشتن سدی در برابر روديست که از چشمانت جاری است.

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترين حالت شکسته است.

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکيه کنی و از غم زندگی برايش اشک بريزی.

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدايی به سرانجام برسانی.

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد.

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترين احساس زندگی است.

عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست


نويسنده: RaDiKaL_3025 مورخ: سه شنبه پنجم آذر 1387 در ساعت: 9:35
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Fall Hafezz & www.B-a-h-a-r-2-0.sub.iR & Ghaleb Weblog